بستن تبلیغات

مهرسا






















مهرسا

خورشید درخشان زندگی ما



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[موضوع : ]

نوشته شده در چهارشنبه 27 فروردين 1393ساعت 19:23 توسط مامان مهرسا| |



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

از دوستان عزیز عذرخواهی میکنم برنامه رمز همچنان ادامه داره، رمز همون قبلی ست


[موضوع : ]

نوشته شده در جمعه 2 اسفند 1392ساعت 0:22 توسط مامان مهرسا| |



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید




ادامه مطلب
[موضوع : ]

نوشته شده در چهارشنبه 27 فروردين 1393ساعت 19:07 توسط مامان مهرسا| |



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[موضوع : ]

نوشته شده در چهارشنبه 18 دی 1392ساعت 21:13 توسط مامان مهرسا| |



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[موضوع : موضوع جدید]

نوشته شده در چهارشنبه 17 مهر 1392ساعت 21:48 توسط مامان مهرسا| |



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[موضوع : موضوع جدید]

نوشته شده در دوشنبه 1 مهر 1392ساعت 21:51 توسط مامان مهرسا| |



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[موضوع : ]

نوشته شده در جمعه 29 شهريور 1392ساعت 21:54 توسط مامان مهرسا| |



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[موضوع : ]

نوشته شده در سه شنبه 25 تير 1392ساعت 21:55 توسط مامان مهرسا| |



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[موضوع : ]

نوشته شده در پنجشنبه 17 مرداد 1392ساعت 21:57 توسط مامان مهرسا| |

امروز روز تولد توست و من هر روز بیش از پیش به این راز پی می برم

 

که تو خلق شده ای برای من تا زیباترین لحظه ها را برایم بسازی ...

 

 

 

عزیزم . دختر گلم تولدت مبارک ، الان که دارم برات می نویسم تو ،تو خواب نازی و من همین الان داشتم صورت ماهت رو نگا میکردم .میخوام اینو بدونی که تو بزرگترین هدیه خدایی برای من و بابایی . بدونی از روزی که اومدی زندگیمون رو شیرین تر کردی و اینکه من همه روزها و شب های باتو بودن رو دوست داشتم و دارم .....با همه سختی هاش و شب بیداری ها ش.

چقدر برام این لحظه ها شیرینه و چقدر قشنگه این شروع کردن دوباره یه سال دیگه و روزهای جدید که توش هر روز دخترم بزرگ تر میشه و من شاهد هر لحظشم،انشالله،و خدا رو بخاطر هر لحظش شکر می کنم.

عکسای تولدت رو بعدا برات میزارم چون تو دوربین خودم نیست.

ولی امشب یادم افتاد که تولد قبلیت رو برات تو وبلاگت نزاشتم و اینجوری بهتر شد چون یادی از پارسال هم میکنیم و عکسای اون موقع....عزیزم حالا که دارم نگاه میکنم می فهمم چقدر تغییر کردی و بزرگ شدی.

خوشبختانه عکسا خودشون گویا هستند و نیازی به توضیح ندارن

خوراک زبان هم درست کرده بودم واسه مهمونیت که تو عکسا نیست

ما بقی عکس ها تو پست بعدی انشالله.

 

 

[موضوع : ]

نوشته شده در چهارشنبه 9 مرداد 1392ساعت 6:22 توسط مامان مهرسا| |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 8 صفحه بعد

Design By : nightSelect.com
Powwerd By : NiniWeblog.com